مرثیه ای برای شنیدن

زندگی خودمان یا دیگران را که مرور می کنیم ،بیش از آنکه حوادث و مشکلات واقعی

آرامش مان را  بر هم زده باشند،حرف دیگران پریشانمان کرده است ...مدام درگیر این

هستیم  که چرا فلانی چنین گفت و آن یکی چنان گفت و چگونه پاسخ شان را

بدهیم...

و هر چه بیشتر به گفتار مردمان بها می دهیم بیشتر در این کلاف سردرگم گرفتار

 می شویم...

این رویکردی است که نسل در نسل آموخته ایم... اندیشیدن شبانه روز به ناملایمات

مردمان و تقلا در راستای پاسخ گویی... اما راهی به مراتب ساده تر و صحیح تر وجود

دارد ...اینکه مردمانی را که اندک نفع و ضرری برایمان نمی توانند داشته باشند ،به

حال پریشان خود رها کنیم و تیرگی های درون شان را که آمیخته با عقده های

فروخورده است به منزلگاه پاک اندیشه مان راه ندهیم...

چرا که اصولاً نازل ترین کلمات از ناقص ترین و نازل ترین شخصیت ها می آیند که در

تمامی عرصه های زندگانیشان باخته اند و یگانه راه اعتلا بر دیگران  را در شناعت

کلام یافته اند... و اصولاً زخم زبان و دروغ و اهانتی که موثر نباشد اینان را نیز به کار

نیاید... و هم ما رها می شویم و هم ایشان...

 

«اگر کسی عادت کند که به سبب گفت خلق رنجور شود، او را شب و روز جز غم نباید

خوردن.خدای را نگهدار و بس. بدین قدر که عمر آدمی است در دار فنا، چه فریضه است

که این همه غم خورَد؟ چرا غم آن نخوری که پس از مرگ با تو چه خطاب خواهد رفت؟

و آنکس که از قول روستایی و یا عامی برنجد که بدست ایشان هیچ نفع و ضرری

نیست ،خدا و رسول را باید که هزار چندان تعظیم دارد.که خوف او حقیقت است و خوف

خلق مجاز. اگر به خدا مشغول باشی او تو را بس. و اگر به خلق مشغول باشی تو را به

تو واگذارد»

عین القضات همدانی

/ 11 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صادقی

من خودم از آنهایی هستم که حرف دیگران به شدت اعصابم را خرد می کند.دست خودم هم نیست .رفعش نیاز به تمرین دارد...

صادقی

موفق باشی دوست عزیزم

سعید

سلام ! متن فوق العاده ای بود. خوشم اومد. از پیامهات در مورد مدرک و .... هم ممنون. متاسفانه داستانهای من هم با این دوره ای که دارم میرم داره تکمیل میشه. تا حالا جهش از دیپلم به دکتری دیده بودی؟!؟؟! ما دیدیم...!

مینا

سلام نوشته تان واقعا به دلم نشست.اما بعضی از آدمها با حرف هایشان روح انسان را به درد می آورند

مینا

اگر مردم عادت می کردند که حرف شان را سنجیده بزنند و به فکر دل شکستن و تبعات آن باشند به خدا نصف مشکلات حل بود. موفق باشید

نوید

سلام استاد برای تشکر از نمره ام آمدم خدا خیرتان بدهد

نوید

توی این دو سه ماه چند بار نوشته های اینجا را خواندم مثل خودتان متفاوت است

ویدا

سلام وخسته نباشید به شما که حرفهایتان دنیایی میارزد .همیشه موفق باشی ان شاالله

nazanin ss

خیلی خوبه که بتونیم واسه خودمون زندگی کنیم نه حرف مردم...واینکه بقول بزرگی باطن زندگی خودمونو باظاهر زندگی دیگران مقایسه نکنیم...اگه بتونیم البته...موفق باشید

توحید راثی

سلام این «دیالوگ» گویی شده است حرفه!هر کس قوی تر باشد پیش تر است! وقتی انتقادی حرفی نکته می شنویم اولین تصمیم این است که «دیالوگی» قرّا بگوییم. پس از «دیالوگ» افتخار کنیم که عجب متنی بیان کردیم! اگر هم نتوانیم «دیالوگی» قدرتی ارایه بدیم بقول شما تماما در ذهن خود به مرور «دیالوگهای» بی نهایت می پردازیم.