در ستایش وفاداری

همه چیز در گذر است و این گذر همراه با تغییر...زمان و زمانه دگرگون می شوند و

تعاریف را سست می کنند...

یکی از آن چیزهایی که در معرض تندباد ناشکیب فراموشی مان قرار دارد ، وفاداری

است... آنی که یا برآمده از تعهدی و امانتی است یا علقه ای با آنکه یا آنچه جذبمان

می نماید...

قصه را با خرید از دکان آشنایی به قیمت گزاف و راهی دور تر می توان آغاز نمود

تا نشستن به بحث استاد بی سوادی که حسن خلق دارد و دستی به دوستی...

یا پی گرفتن کار کارگردانی که زمانی مسحور تصاویر او بوده ای و  سالهاست که

دیگر چنگی به دل نمی زند...

همیشه وفادار بوده ام ! حتی به قیمت محرومیت ها !

تقریبآ دو سال است که کفشم را یک نفر واکس می زند و وقتی که نیست نه کفشم را

به واکسی دیگری می دهم و نه خودم واکس می زنم ...

چند سال است که تنها به یک آرایشگاه می روم که اغلب اوقات تعطیل است ! تلفنش

را گرفته ام و قبل از رفتن با او هماهنگ می کنم و بنده ی خدا اگر بسته هم باشد به

خاطر من باز می کند !

عاشق شکلاتم و فروشنده اش همیشه برایم یک نفر است ! گاهی که هیچ چیز هم

نمی خواهم ، خرید می کنم !

دوستانم برادرانم هستند !

مهری که با آن نماز می خوانم را چهارم دبستان بودم که از مشهد مقدس خریدم...

از کسی که شاعری آموختم همیشه با خبرم ! در کوران مشغله و  گرفتاری های

روزمره ام نیز دیدارشان وظیفه ام است...

همیشه پی گیر پیشرفت ها و تحولات کاری استاد موسیقی چند سال پیشم هستم.

به مزار معلم مرحوم دوران دبیرستانم سر می زنم !

روزهایی از هفته در زمان خاصی به روزنامه فروش سر راهم سلام می دهم و مدت

هاست که آن ساعت منتظر است و گاهی می گوید : امروز تاخیر داشتی مهندس!!!

در ابتدای کتاب خوانی ام کتاب رابینسون کروزو را خواندم و آنقدر برایم لذت بخش بود

که بعد از بارها دور ریختن کتاب های بچگی و نوجوانی هنوز نگاهش داشته ام...

عاشق کتاب پیر مرد و دریا هستم  و رفاقت آن کودک با پیرمرد ماهیگیری که مدت ها

بود صیدی نداشت !

فیلم سینما پارادیزو را می فهمم ...و فیلم های کیمیایی را که طعم رفاقت های کهنه

دارند ! دوستان قدیمی پدر بزرگ مرحومم را دوست می دارم !

و خدا را  که همیشه مظهر وفاداری است...

مگر زندگی چیست؟! همین هاست! عهد ها و عادت ها! یا احترام به آنچه

لحظه ای ...روزی ...ماهی ... سالی و یا سال ها درگیرمان ساخته بوده است...

/ 37 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مريم

"Vafa dari",vajeye ghashangie,yani mitune ghashang bashe,ama inam mesle kheyli az vajehaye dge,ma'nasho az dast dade,"fidélité"ye vajeye be yaghma raftast,alan faghat khodesho darim,na ma'nasho,az vafadari dge hichi namunde joz horufe sazandash...kamtar adami ma'nasho mifahme o darkesh mikone...kashki ke betunim hamamun in vajeye zibaro befahmim va darkesh konim.

مريم

vali jedan manam be chocolate forushie ke azash chocolate migiram vafa daram;-)!

مريم

vali jedan manam be chocolate forushie ke azash chocolate migiram vafa daram;-)!

سارا

من دو مورد وفاداری سراغ دارم که رو دست ندارند. خانم یکی از همسایگان که وقتی مرد بیچاره سرطان گرفت ایشون هم طلاق گرفت. مورد دوم هم یکی از اقوام که وقتی مرد معلوم شد 25 سال دو تا زن داشته و برادر همسر اولش هم مطلع بوده و وقتی از برادرش پرسید که چرا بهم نگفتی گفت نمی خواستم زندگیت بهم بریزه !

سارا

راستی سلام ! مطلبتون خیلی خوب بود [گل][گل]

آستاره

سلام چرا من نمی تونم نظر بذارم!!!!!؟

آستاره

اِوا! انگار تونستم یادم نمیاد قبلا چی نوشته بودم.. آخه دوبار خواستم نظر بدم نشد[ناراحت] فقط یادمه که زیاد لبخند رو لبم نشسته بود از خوندن مطلب[لبخند]! و خیلی حالم خوب شد از خوندن جمله ی به مزار معلم مرحوم دوران دبیرستانم سر می زنم!

مادر سپید

سلام جناب جواب کامنتتان را داده ام .. سلامت باشید . راستی در خصوص نگه داری کامنت هم هر طور میل شماست میل دارید حذفش کنم !

محمد

ای جان... واقعا زندگی مگر چیست؟ هورمزد جان مثل همیشه نوشته هات تروتازه بود و دلچسب...حذ کردم. سپاس

رها

وفاداری...نشان بارز یک انسان است.انسانی که وفادار نباشد و برای گفته اش ارزش قائل نباشد انسان نیست.