مثل خواب

غفلت همیشه از یک جایی شروع می شود و ذره ذره مسیر زندگی را عوض می کند...

آنقدر آرام و بی نشانه که احساسش نمی کنیم...بعضی ها یک دفعه تکانی می خورند

و به خود می آیند و می بینند که روزها ، ماه ها و سالها غافل بوده اند و عده ای نیز

هیچگاه به خود باز نمی گردند... از یک بی خیالی برآمده از توجیه حرف می زنم که

باعث می شود خط قرمزهای زندگی مان را نادیده بگیریم... حسی که باعث می شود

خود را  قانع کنیم که درست زیستن هم می تواند اشتباه باشد...قدیمی باشد...

زیادی سختگیرانه باشد... آن وقت فقط کمی راهمان را کج می کنیم...خیلی خیلی کم.

آنقدر که اصلاً یادمان می رود کجا و چه وقت بوده است... و غفلت از همین جا آغاز 

می شود...ادامه می یابد و به آن عادت می کنیم... بدون آنکه درکش کنیم...بدون آنکه

بدانیم چه وقت و چگونه آمده است...

 

درست مثل زمانی که خواب، جسم و روحمان را فرا می گیرد... آرام و بی صدا ...

و انسان هیچ گاه لحظه ی به خواب رفتنش را درک نمی کند...

/ 15 نظر / 37 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد

دکتر منتظریم مطلب ما کووو?[نیشخند]

محمد

میگم نمیشود یک مطلب جنایی ولی به سبک نوشتار وبلاگ برایمان بنویسید[نیشخند]

vida

سلام خسته نباشید آقای دکتر . انشاالله همیشه خوب وخوش باشید وسرتان شلوغ .منتظر میمانیم

آستاره

سلام مطلب رو 2 بار خوندم. آدم رو به فکر میبره... و بعد این فکر رو کردم که چی شده که این مطب رو نوشتید؟ [لبخند]

آستاره

یادم رفت احوالتون رو بپرسم خوبید؟ خانواده مخصوصا مادر خوبند؟

بابایی

سلام آقای دکتر شماره تلفنتان را نداشتم و از دوستان هم نتوانستم بگیرم این شد که اینجا مزاحمتان شدم.من بابایی هستم با شما کار تحقیقی دارم.یک ماه پیس از شما موضوع گرفتم.الان کار تحقیقی ام انجام شده است و آماده تحویل است.روز یکشنبه به اتاق مدیریت گروه مراجعه کردم ولی نبودید از آموزش سوال کردم و یک آقایی گفتند دوشنبه دانشگاه هستید . من به علت کارم دوشنبه ها معمولا به دانشگاه نمی آیم خواستم ببینم اگر این هفته تشریف می آورید که بیاورم خدمتتان اگر امکان دارد ساعتی هم که تشریف دارید بگید.

توحید راثی

سلام برادر خوبی؟ عمده انحراف از جاییست که فکر می کنیم درست زیستن سخت است!و بصورت قالب پذیرفته ایم که سخت است! اما واقعا درست زیستن از ناسالم زیستن سخت تر نیست؟

ساناز

سلام عالی بود قرآن کریم بارها و بارها در مورد غفلت انسان و اینکه بعدا حسرت خواهد خورد گفته است ولی به قول شما هیچ وقت هیچ نمی فهمه که غافل شده

ساناز

من یک پیشنهاد دارم! بیاید یک روز مشخص را برای به روز کردن وبلاگ بگذارید که مجبور بشوید در آن روز مطلب بنویسید مثلا اولین روز هر ماه یا چیزی مثل این

گیله مرد

سلام برادر عزیز دیروز بی هیچ دلیلی بدون هیچگونه اطلاع قبلی و هشداری وبلاگم فیلتر شد و کسی هم در پرشین بلاگ پاسخگو نیست جالب اینجاست که دسترسیم به مدیریت وبلاگ برداشته شده و در واقع هیچ کاری ار دستم بر نمیاد پیشنهاد میکنم نسبت به تهیه بکاپ از وبلاگ جهت چنین مواقعی اقدام کنی واقعا باعث تاسفه ...