سه تکه حرف

١- مشغول نشان دادن لیست شماره های تلفن اش است... می گوید با هزار نفر

رفاقت دارم که کارم هر جا گیر کرد مشکلی نباشد !

از رییس بیمارستان مشهوری در تهران تا پلیس و وکیل و قاضی و مسئولی در فرودگاه

و راه آهن و حتی دارو فروش ناصر خسرو !

و تو برایش می ترسی...

من استعان به غیر الله ذل ...

 هر کس از غیر از خدا یاری بخواهد خوار و ذلیل خواهد شد !

٢- جوانی و مرد میانسالی  بر سر رانندگی با هم دعوایشان شده است...

 جوان یقه ی طرف دیگر را در دست دارد و فحاشی می کند و طرف مقابل واکنشی

نشان نمی دهد  فقط خواهش و تمنا می کند که بس است و تمام کن...

جوان هم رفتارش را بدتر می کند و صدایش را بالاتر می برد و سعی می کند او را

به زمین بکوبد...

عصبانی می شوم از این همه حقارت... از اینکه هیچ تلاشی برای حفظ شخصیتش

نمی کند... او انسان است؟! خلیفه ی  خدا روی زمین ؟!!

اللهم اغفر ذلتنا ...

پروردگارا ذلت ما را ببخش !

٣- آدم ها وفق پذیرند ! با هر شرایطی ، با هر دردی ... سعی می کنند نا دیده اش

بگیرند... فراموشش کنند... باشد که راضی  و خوشنود زندگی کنند...

اما زندگی چیزی فراتر از توان فراموشی ماست...

زندگی را درد هایی است که حتی اگر ما نا دیده شان بگیریم ، نا دیده مان نمی گیرند!

ولی تو سعی کن که نا دیده شان بگیری !

زیرا که در هر تلاش سو سویی از امید و لحظه ای از  آسودگی را می توان یافت...

 

 

/ 35 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یاس

سلام . زندگی یعنی یک سار پرید... اونقدرها هم درد ندارها.... گاهی ما انسانها واسه همدیگه درد میشیم.... موفق باشی

توحید

چه فکر می کنی!جهان چو آبگینه ی شکسته یی ست که سرو راست هم در او،شکسته می نماید

سیب خاطرات

هنوز تا اخر ماه فرصت داریم پس هنوز به روز نیستم [پلک]

ویشکا

مورد سوم رو خیلی عالی نوشته بودی ... پدر یکی از دوستام به تازگی فوت کرده ...یاد اون افتادم ...[ناراحت]

فاطمه

[ابرو][دلشکسته][منتظر] سلام ازاین به بعد باید رسما دعوتتون کنم تا بیاید؟!!!!! لبته بی خیال شاید این جوری راحتترید![ناراحت]

فاطمه

سلام می بخشيد يه لحظه فراموش كردم عده ای درانتظار گلها و شكلكهای شما هستن...[خنده]

Maryam

جالب و دقیق! اما منظورتون از بند 3 پذیرفتن این موضوعه یا رد اون؟ یعنی فراموشی خوب نیست؟

[پلک]