یک حرف ساده

1-مستاجر و صاحب خانه ای دعوایشان شده است:

-من این حرف ها سرم نمی شود ، فردا اسبابت را به خیابان می ریزم...

- من با این بچه ها چه کار کنم؟!

-مشکل خودته !

2-بیماری اورژانسی را به بیمارستانی رسانده اند...

-پنج میلیون علی الحساب می ریزید...

-سه صبح؟! از کجا؟!!!

- مشکل خودته !

3-دانشجو به دنبال استاد می دود...

-استااااااد ... به خدا مشکل پیش آمده بود... نتوانستم بخوانم... فقط یک نمره است !!

-بگو بیست و پنج صدم ... مشکل خودته...

 

درد دارد به خدا... مشکل خودم... مشکل خودت....

مشکل من ، مشکل خداست! باید حل اش کند... اگر هم نکرد دادم به آسمان است

که چرا؟!!!! که خدااااااااااااا !

آن وقت...

مشکل خودت است؟! در این دنیا مشکلی هم هست که برای یک نفر باشد؟!...

گرفتار نمی شویم؟... مریض نمی شویم؟... مستاصل نمی شویم؟...

ترس دارد... تن آدم می لرزد...

فحش بده ! داد بزن ! قبول نکن ! ولی به هیچ کس نگو که مشکل خودت است...

خدا می شنود...

/ 36 نظر / 33 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فاطمه

سلام. یکبار یک نفر این جمله را به من گفت که تا ته قلبمان را سوزاند...پیش دانشگاهی که بودم به خاطر مشکلات خانوادگی که داشتیم روزها نمی توانستم درس بخوانم.(برای کنکور) -ما هم که خدای اراده!- با هر وضعی که بود شب ها درس می خواندم و جدا از آسیب هایی که به من وارد شد به خاطر این شب بیداری ها و صدمه دیدن چشم چپم ، از درس خواندن دست نکشیدم.نزدیک های ساعت 6 یک چرتی میزدم و همیشه این چرت ها کار دستم میدادو خواب می ماندم و همیشه 10 دقیقه ای دیر به مدرسه میرسیدم.روزهای زوج زنگ اول ، دیفرانسیل داشتیم و با دبیری... به خاطر 10 دقیقه تاخیرم مرا به کلاس راه نمیداد و هرچه توضیح میدادم بهش در جواب می گفت:به من هیچ ربطی نداره! مشکل خودته! و ناظم مدرسه هم ما را راهی نماز خانه سرد مدرسه می کرد .... اما خدا کمکم کرد و توانستم بهترین نتیجه را از بین تمامی بچه هایی که سر کلاس آن معلم حاضر می شدند و با هزار امکانات و شرایط عالی درس می خواندند کسب کنم! شکر...

..

اگر همین آدمهایی هم که اینجا این را مطلب نوشته ایم (شما) یا خوانده ایم (ما) این را رعایت کنیم فکر می کنم جزء محسنات یک عمرمان انشاالله باقی بماند[گل] به شخصه به این موضوع فکر نکرده بودم

توحید

سلام برادر نکنه خیلی خوبی بود.ساده اما عمیق به شخصه سعی کردم قبل از داوری و محکوم کردن دیگری اول خودم رو جای اون شخص بذارم. مطلب عالی بود

هانیه

سلام مطلب را دیروز خواندم و خیلی حرف برای گفتن هم داشتم ولی به یاد یک آهنگ افتادم که خیلی به این موضوع ربط داره امروز براتان آوردمش: http://www.sedayemighat.com/fa/audio-p.php?id=900603071456 در مورد جانبازان است و اینکه دیگر خیلی ها به آنها می گویند مشکل خودت است

هانیه

یک مقدار می خواهم پر حرفی کنم امیدوارم ببخشید عادت کرده ایم ! عادت قربان ! دیگر عقل تعطیل است فقط بر حسب همان عادات کار می کنیم. وقتی مهمانی داریم تا ساعت 2 شب بزن و بکوب است و داد و جیغ و فریاد وقتی هم کسی اعتراض می کند می گوییم یک شب که هزار شب نمی شود ولی بچه مریض همسایه که نصف شب صدای جیغش راهرو را پر کند با داد و فریاد به سراغش می رویم و می گوییم مریض است ببر دکتر مشکل ما که نیست مشکل خودت است.دقیقا عذر می خواهم با بی شعوری تمام این را نشان می دهیم که مشکل ما مشکل همه مردم است اما مشکل مردم مشکل خودشان.

هانیه

در کامنت دوستی دیدم که درددل به حقی را نوشته اند من هم یکبار برای این مسئله اینقدر گریه کردم که تا دو روز سر درد داشتم. پدرم عمل قلب باز انجام داده بودند بگذریم که برای هزینه اش چه دردرسری کشیدیم .دانشگاهم آن زمان در یکی از شهرهای اطراف بود بعد از عملشان و هنوز به هوش نیامده هر جوری بود خود را با گریه به دانشگاه رساندم و دیدم که امتحان نیم ترمم یک ربع است که شروع شده. خواستم امتحان بدهم که استاد ممانعت کرد و گفت کل امتحان نیم ساعت است . گفتم اجازه بدید هر چقدرش را که رسیدم بنویسم. گفت نمی شود گفتم باور کنید پدرم عمل قلب باز انجام داده بود. دو سه بار داد زد: مشکل منه؟! مشکل منه؟! مشکل توئه یا مشکل من ؟!! گفتم : مشکل من ... گفت پس برو بیرون. رفتم بیرون و تمام مسیر را گریه می کردم. می فهمم مشکل خودته شنیدن چقدر سخته

خودم

سلام مطلب جدید که نمی نویسید من میام پاسخاتون به کامنتارو می خونم اینم تفریحی است[پلک]

..

[فرشته][لبخند]