تفکر شهرستانی

در زبان و فرهنگ فرانسوی ، شاهد واکاوی بسیاری از مسائل اجتماعی هستیم

که به جرات می توان گفت  در کمتر زبان و فرهنگی یافت می شود و در صورت یافت

شدن نیز به انسجام زبان فرانسوی نیست.یکی از موارد بسیار جالب و حائز اهمیت ،

پرداختن به تفکر شهرستانی یا آنچه (pensée villageoise) خوانده  می شود ، است.

در زبان فارسی و در شهر تهران،واژه ی شهرستانی، واژه ای تحقیر آمیز است که

رفتارهایی سطح پایین را در بر می گیرد و مبتنی بر رفتار افرادی است که به نوعی    

وابسته به محیطی غیر از تهران هستند.

به طبع قائل شدن به تمایزی از جنس تهرانی و شهرستانی نه تنها در رفع مشکلات

اجتماعی تاثیر مطلوبی نخواهد داشت بلکه موجب افتراق میان مردم و بروز مشکلات

سهمگینی خواهد شد.

اما پرداختن به تفکر شهرستانی موضوعی به مراتب عمیق تر از آن چیزی است که در

زبان فارسی به کار می بریم.شما ممکن است متولد تهران ، پاریس ، لندن یا هر شهر

به ظاهر متمدن دیگری باشید  اما شهرستانی فکر کنید و رفتارتان شهرستانی باشد و

بر عکس ،زاده و مقیم یک شهرستان کوچک و دور افتاده باشید اما شهری زندگی کنید.

تفکر شهرستانی نوعی ساده انگاری و بی قیدی مفرط  است که توانایی انطباق 

صحیح فرد با محیط و درک اقتضای هر موقعیت را سلب می کند و ریشه در نوع زندگی

در روستاها و شهرهای کوچک ، ضعف شخصیتی و فقر فرهنگی دارد.

چنان که فردی با تفکر شهرستانی نه تنها اجباری اجتماعی  برای رفتاری مبادی آداب ،

اخلاقی و مبتنی بر احترام به حقوق دیگران  را بر خود احساس نمی کند  بلکه اصولاً

نسبت به قبح رفتار زننده خود نیز واقف نبوده و حتی رفتارهای عقلانی و  مبتنی بر

اخلاق دیگران را نیز زائد ،سختگیرانه و حتی مسخره  تلقی می کند ! با آگاهی از این

موضوع: آمدن در خیابان با زیر شلواری، داد زدن موقع صحبت با تلفن همراه ،خداحافظی

کردن های چندین و چند باره میان میزبان و میهمان  در نیمه شب و  بیرون از درب

آپارتمان ، زیاد کردن صدای تلویزیون ، سیگار کشیدن در آسانسور و راهرو و... سر زده

به خانه دیگران رفتن ، تماس تلفنی در مواقعی که عرفاً زمان استراحت  افراد است ،

شوخی و داد و بی داد در استخر و پارک و سینما و ... نگاه مادی داشتن به تمامی

چیزهایی که در اطراف انسان می گذرد و بسیاری دیگر از رفتارها توجیه می شوند.

در یک تفکر شهرستانی افراد با یکدیگر (از این حرف ها )‌ندارند ! به راحتی بر سر کمد

و کیف و یخچال میزبان می روند... به خودشان اجازه می دهند تا در مورد مسائل

خصوصی زندگی افراد از میزان حقوق و اجاره خانه گرفته تا بسیاری دیگر از امور سوال

بپرسند و کنجکاوی کنند.

در یک تفکر شهرستانی افراد به خود اجازه می دهند وقت و بی وقت از دیگران مطالبه

داشته باشند . از پول گرفته تا نان و آچار و اتومبیل !

فردی با تفکر شهرستانی احساس می کند هر اتفاق ویژه ای در زندگی او حالتی

مشابه را برای دیگران هم پدید می آورد . چنان که عزا و عروسی شان با مزاحمتی

زاید الوصف برای دیگران همراه می شود.

در یک تفکر شهرستانی همه ی رفتارها اغراق شده اند...

در یک تفکر شهرستانی همه چیز راحت است...

در یک تفکر شهرستانی همه جای هر شهری می شود چادر زد ...

در یک تفکر شهرستانی همه جا می شود فحش داد ، داد زد ، بلند خندید...

در یک تفکر شهرستانی مهم نیست که لباس زیر از پنجره آویزان شود...

در یک تفکر شهرستانی اتومبیل هر روز شسته می شود حتی در حیاط یک آپارتمان...

در یک تفکر شهرستانی به جای پیاده شدن و زنگ زدن افراد با بوق ماشین اهل و عیال

را خبر می کنند...

در یک تفکر شهرستانی دویدن از زیر پل عابر زرنگی است...

در یک تفکر شهرستانی بچه باید در خیابان بزرگ شود...

در یک تفکر شهرستانی (بی خیال و برو بابا ! ) ایدئولوژی هستند...

در یک تفکر شهرستانی هر ماشینی وانت است...

در یک تفکر شهرستانی قلیان کشیدن کلاس دارد ...

در یک تفکر شهرستانی...

 

شهرستانی بودن تعلق به یک منطقه نیست، یک نوع تفکر است !

/ 78 نظر / 59 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرتا

آقا ما هم بازی....گویا در قسمت نظرات وبلاگ گروهی تشکیل شده.... Rohyeyn ft Hoormazd[قهقهه] دیگه منم بیخود وبلاگ نسازم مث اینکه همینجا کارمون راه میفته....[نیشخند][خنده][قهقهه]

آرتا

اتفاقا هیچ بعید نیست همین روزها اینکار انجام بشه....در مورد دو اسم پیشنهادی هم من راضیم زیاااااااااد.....[نیشخند]

روحیِین

[ناراحت]

آرتا

http://Mantra.blogsky.com حالا دیگه میتونین تلافی کنین [نیشخند][عینک]

توحید

ارزویت برآورده شدوبشتاب و بشتاب بروزم

توحید

عذرخواهی می کنم. اصلاح می شود http://tohidrasi.persianblog.ir/

آرتا

سلام[نگران] ینی جز اینکه بگم خاااااک بر سرم هیچ چیز دیگه ای روم نمیشه بگم....[نیشخند] اینجانب از همینجا در حضور همه از جنابعالی طلب عفو کرده و شرمندگی هرچه بیشتر خود را اعلام میدارم... ببخشید که انقدرررررررر دیررررررررر شد واقعا معذرت میخوام[نگران]

لحظه نگار

نوشته ی جالبی بود. لذت بردم.

پوریا

من یک سری از "رفتارهای شهرستانی" که شما ازش اینطور نام بردین رو در تهران (شامل محله های شمالش حتی) بیشتر دیدم به خصوص "بلند بلند حرف زدن" .در "تهران" به شدت در اماکن عمومی "پارک" " اتوبوس" بلند بلند حرف می زنند طوری که اعصاب من ناراحت میشه،من اون مدتی که نوی شهرستان بودم مردم حرف زدنشون خیلی نسبت به مردم تهران آروم تر و با صدای پایین تر بود من هر دفعه که دانشگاه میرم اعصابم تقریبا خورد و داغون میشه از شدت سرو صدا و داد و فریادای بچه دانشجوهایی که همشونم تهرانیند اون مدتی که دانشگاه شهرستان بودم هیچ خبری از جیغ و دادهای اعصاب خرد کن تو دانشگاشون نبود(حالا واقعا نمیفهمم چطور بلند حرف زدن که از ویژگیای تهرانیاست رو به شهرستانیا نسبت میدند و حقیقت برعکس جلوه میدند؟)یکی از دوستانم گفته بود قالتاق بازی شهرستانیه در حالی که مردم تهران به قالتاق بازی معروفند."در یک تفکر شهرستانی همه جا می شود فحش داد ، داد زد ، بلند خندید..." <-- درباره این،من این مورد به وفور تو تهران "با لهجه تهرانی" شاهد بودم و ازش عذاب کشیدم که وقت غذا خوردن در بوفه دانشگاه

پوریا

ضمنا خودم هم تهرانیم ولی خوب سعی می کنم حقایق بدون تعصب در نظر بگیرم ( چیزی که متاسفانه فقدانش در ذهن مردم ایران بارها حس کردم و وجودش در ذهن افراد کشورهای غربی در ارتباطاتی که باهشون داشتم دیدم مثل این که اگه موضوعی مطرح بشه در برابر یک آلمانی و اون در ذهن این آدم غلط به نظر بیاد "بدون هیچ کونه تعارف یا ترسی ویا قربونت بشم و فدات بشم و علی جون و ..." مخالفتشو(که معمولا از دیدگاه منطقی نه احساسی) صریح بیان میکنه که این موضوع رو هم از خودم درنمیارم در تماس هایی که باهاشون داشتم و حتی یک بار به طور مستقیم از یک آلمانی تایید این موضوع دریافت کردم اما متسفانه در مردم ایران بارها دیدم که یک چیز کورکورانه قبول میکنند و خیلی از مواقع هم که مخالفتی دارند مخالفت احساسی و غیر منطقیه و بیشتر فکر این هستند که تعارفای ظاهری (قربونت بشم نوکرتم) پرت کنند /: