یادآوری

انسان ها در هنگام سختی زوایای ناشناخته ای از خود را نشان می دهند که محال

است در شرایط عادی کسی به آنها پی ببرد.یکی از جالب ترین عرصه های شناخت

شخصیت انسان ها قرار گرفتن در فشار مالی و تلاش برای خروج از آن است.تقلای

عقلانی و درستی که در حدود متعارف نه تنها مذموم نیست بلکه نیکو و پسندیده نیز

می باشد .اما اتفاقی که معمولاً شیرینی کوشیدن در راه دست یابی به یک زندگی بهتر

را به تلخی و پلیدی حیوانی آغشته می سازد اندیشیدن به میانبر هایی است که بعضاً

با فریب خویشتن همراه اند...و گاهی چنان این فریب همه گیر می شود که قبح عمل

نه تنها در دیدگاه شخص ناچیز می گردد بلکه در عرصه ی اجتماع نیز صورتی مشروع

و منطبق با عرف می گیرد...کم ندیده ام کسانی را که در هنگام مشکلات مالی به

اصطلاح پولی را به کسی می دهند تا با آن کار کند!! هرگاه که چنین مسئله ای را

می شنوم از گفتن این عبارات که: یعنی نزول؟! یعنی ربا؟! دریغ نمی کنم...

و یک بار چنین گفتگویی پیش آمد:

-یعنی نزول؟!

-نه!! نزول نیست که !! باهاش کار می کند!

-چه کاری؟تاجر و بازاری و ... است؟

-نمی دانم ! همسایه مان است!

-پس ببین با  3 میلیون تومان چه تجارتی راه انداخته است که ما هم راه بیاندازیم!

-ببین توی بانک هم که بگذاری سود می دهد دیگر !!

نکته ای که همواره توجهم را جلب می کند این است که همگان از لفظ نزول و ربا فرار

می کنند! اما در عمل با آوردن آن در سفره هایشان مشکلی ندارند...

انسان هنگام سختی ها توان انجام دادن چنان اعمالی را دارد که ربا در برابرشان ناچیز

است اما خوب است که  اگر در برابر همگان رنگ و نام عوض می کنیم ، خودمان

بدانیم که چه کار کرده ایم...تا اگر روزی قرار بر بازگشت و جبران شد چیزی را به علت

فریب خویشتن از قلم نیاندازیم...

 

آنان که ربا می خورند ، در قیامت چون کسانی از قبر بر می خیزند که به افسون شیطان دیوانه شده باشند و این به کیفر آن است که گفتند : ربا نیز چون معامله است .در حالی که خدا معامله را حلال و ربا را حرام کرده است .هر کس که موعظه خدا به او رسید و از ربا خواری باز ایستاد ، خدا ازگناهان پیشین او در گذرد و کارش به خدا واگذار می شود و آنان که بدان کار بازگردند ، اهل جهنمند و جاودانه در آن خواهند بود.بقره.دویست و هفتاد و پنج

 

/ 21 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مینا

سلام مطلب خیلی خوبی بود.وقتی فقر از درب خانه ای وارد شود ایمان از آن خانه خارج خواهد شد...

مینا

وقتی آدم ها بی پول می شوند به هر چیزی که فکر کنیم متوسل می شوند که پول به دست می آورند حتی گاهی نزدیک ترین افراد خانواده شان را هم می کشند یا حتی معتاد ها بچه هایشان را می فروشند.

صادقی

سلام هورمزد جان به بحث کاملاً درستی اشاره کردی متاسفانه زمانه ما در تمام ابعاد فاسد شده است . کسی وضع مالی خوبی دارد با قرار دادن خانه چند صد میلیونی یا میلیاردی اش وام می گیرد دور و برش هم هزار نفر هستند که پول قرض بدهند اما آدم بدبخت بیچاره ای که هیچ چیز ندارد نه بانکی به او پول می دهد و نه اطرافیان به او پول قرض می دهد . پس مجبور می شود پول نزولی بگیرد به موازات این نیاز عده ای بی وجدان هم پیدا می شوند که گذران زندگی شان را از این طریق قرار دهند

صادقی

یکی از مشکلاتی که در جامعه مان به شدت توی ذوق می زند رواج فساد در همه طبقات اجتماعی و فرهنگی است . قبلاً گروه های خاصی حاضر به فساد و کسب گناه آلود می شدند اما الان در همه طبقات اجتماعی و گروه ها می بینیم که نزول و هزار چیز دیگر رواج دارد.یکی از دوستانم حرف خوبی می زند می گوید گاهی یک کارهایی می کنیم که توبه هم که بکنیم واسه خدا اونی که بودیم نمی شیم...

صادقی

موفق باش و پاک بمان

محمد

سلام حرف حق و به جایی است من معتقدم این رعایت این مسائل بیشتر از اینکه اخلاقی و مذهبی باشد آموختنی است.آیا یکبار در مدارس این مسائل مطرح می شوند؟ چندتا خانواده را می شناسید که به بچه شان از کوچکی اینطور آگاهی ها را بدهند؟

محمد

تصور همه از نذول خور کسی است که در یک زیر زمین در جنوب شهر نشسته و دفتر و دستک و گاو صندوق دارد و افراد از صبح تا شب دارند به او التماس می کنند که فرش زیر پاشان را نگیرد اما الان نذول خوری خیلی گسترده تر شده است مثل آب خوردن مردم هر پولی را که به یکدیگر می دهند با اسکنت پس می گیرند.

عباس.م

تا کسی زجرش را نکشیده باشد نمی فهمد ماه به ماه پول به نزولخور دادن یعنی چه ...

عباس.م

اوایل که پول نزول می کنی طرف را دعا هم می کنی که حاضر شده توی وانفسا پول بهت بده ولی وقتی چند وقت گذشت می بینی شیره زندگیت داره در میاد می فهمی خدا چیزی رو بی خودی حروم نکرده

عباس.م

پدرم در زندگانیش اشتباهات زیادی داشت یکی از آنها هم پول نزول کردن بود حتی عموی خودم یکبار بهش پول نزول داد.تقریباً هر چی که مال و اموال داشت از دست داد عموم هم توی خانه سالمندانه و پول هاش دست بچه هاش توی کاناداست. به خاطر پدرم و نزول کردن در همه عمرش به چشم زندگی همه آنهایی که پول نزول می دادند و بعد هم چشمشان دنبال ناموس بدهکار بود را دیدم و اگر بخواهم اینجا توضیح بدهم خودش می شود یک مطلب برای وبلاگتان من مثل شما اعتقاد خاص ندارم ولی برای خودم به چیزهایی معتقدم که توی زندگیم دیدم یک مورد یک خانمی بود که پول نزول می داد نوه اش تکه تکه اش کرد و پول هایش را برد و توی روزنامه های چند سال پیش هم خبر مرگش به دست نوش آمد.یک مورد دیگرش هم یک پسر بازاری بود که با پدرش توی کاز نزول بودند و تصادف کرد و فلج شد و زن 30 ساله اش طلاق گرفت و با دیگری ازدواج کرد و ده سال است که کنج خانه پدرش عاجز از دستشویی رفتن به تنهایی است.نزول از آن کارهایی است که انجام دادنش جرات می خواهد.