سلام نود و سه

هزار و سیصد و نود و دو؟! هه ! رفت ! سال عجیب و غریبی بود...از ابتدایش که آغاز شد

هر پدری که ممکن بود چیزی از کسی دربیاورد این سال از بنده درآورد و کلاً پشت سر

هم اتفاقات ناگوار و خسته کننده رخ می داد...ده ماه از سال نود و دو به این شکل

گذشت.

اما انگار به یکباره معجزه شد ! دو ماه آخر سال هر چه اتفاق خوب که ممکن بود برای یک

نفر بیافتد برای من افتاد !

به آثار رحمت پروردگارت نگاه کن!ببین که چگونه زمین را بعد از مردگی اش زنده می کند 

همانا که خداوند زنده کننده ی مردگان است و بر هر کاری تواناست...

﴿آیه ۵٠ سوره روم)

برایتان بهترین آرزوها را دارم...انشاالله که سال هزار و سیصد و نود و سه معجزه ای  

به تمام معنا باشد که زندگانی تان را غرق در آرامش و لطف خداوند نماید...

/ 18 نظر / 28 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صادقی

عزیز مایی هورمزد جان صد سال به این سال ها[گل]

صادقی

مسافرت بودم اینترنت نداشتم که زودتر خدمت برسم انشاالله سال بسیار خوبی داشته باشی

مینا

سلام آقای یعقوبی نژاد سال نو بر شما و خانواده گرامی تان مبارک باد[گل][گل][گل]

مینا

امیدوارم در سال 93 خدا آرامش و خیر خودش را برای شما رقم بزند.التماس دعا

سعید

سلام برادر! نوروز مبارک! ان شالله سال 93 برای شما توام با بیشتر از آنی که خالی اش را بستی یا به تعبیری قپی اش را آمدی باشد! ما که بخیل نیستیم!

یک مسلمان ایرانی

سلام زیبایی زندگی به همین همراه بودن خوشی ها و ناخوشی هاشه البته به شرطی که انتهای ناخوشی هاختم به خیر بشه!(به این میگن چشم بسته غیب گفتن [نیشخند]) واما سال نو بر شما و خانواده گرامیتان مبارک[گل]

محمد

سلام آقای دکتر سال نو بر شما و خانواده گرامی مبارک باد انشاالله در سایه الطاف حضرت باری تعالی سالی نیکو داشته باشید.

محمد

آرزوی ما در سال جدید:وبلاگ شما هفته ای یکبار به روز شود!

عشق جانان

چون پسر جناب ابى ذر غفارى (رضى الله عنه ) وفات كرد ابوذر بر سر قبر او ايستاده ٬ و دست بر قبر ماليد و گفت : خداى ، تو را رحمت كند اى ذر. به خدا سوگند كه تو نسبت به من نيكوكار بودى و شرط فرزندى را بجا مى آوردى ، وحال كه تو را از من گرفته اند من از تو خشنودم . به خدا سوگند كه از رفتن تو مرا بر من باكى نيست و نقصانى به من نرسيد، و ما لى الى احد سوى الله من حاجة ((يعنى بغير از حق تعالى به احدى حاجت ندارم )) و اگر نبود هول مطلع ((يعنى جاهاى هولناك آن عالم كه بعد از مرگ ديده مى شود)) هر آينه خوشحال مى شدم كه به جاى تو رفته باشم . ولكن مى خواهم چند روزى تلافى مافات كنم و تهيه آن عالم را ببينم و هر آينه اندوه از تو مرا مشغول ساخته كه كارى كه برايت سودمند باشد انجام دهم سوگند به خدا كه براى مرگ تو گريه نمى كنم و غم مردنت را ندارم تنها غم من حال فرداى تو است . فليت شعرى ما قلت و ما قيل لك پس ‍كاش مى دانستم كه تو چه گفتى و به تو چه گفتند؟ خداوندا حقوقى را كه براى من بر او واجب كرده بودى بر او بخشيدم پس تو هم حقوق خود را كه بر او واجب كرده بودى ببخش چه آنكه تو به جود و كرم از من سزا