پنج حرف بی ارتباط

1- کتاب ، مجله ، یک دسته کاغد سفید ، یک روان نویس ، عینک آستیگمات با نمره

نیم ، چند سی دی موسیقی ، کمی حوصله ، پنجره ای به محیط مجازی ، تمام

چیزهایی است که چند سال است شب هایم را پر می کنند...

عاشق خواندن چیزهایی شده ام که هیچ چیز از آنها نمی دانم !

و دیرگاهی بود که عادت کرده بودم به خواندن چیزهایی که می دانم...  

چند وقتی است که اختر فیزیک می خوانم ! کوانتوم و هزار مطلب دشوار و دردسر

آفرین دیگر برای یک دانش آموخته ی حقوق... 

 در دانستن نیز باید مرد شد !

2-لباس پاره ای بر تن دارد ... منقلش را بغل کرده و پا برهنه در خاک و خل می دود...

از او می پرسند : چند وقت است که معتادی؟

-چه می دونم

-چه طور معتاد شدی؟

-شرنوشت ما هم این بود!

شر نوشت ...

3-تلویزیون برنامه ای را پخش کرد که خیلی امیدوارم کرد... زن و مردی را نشان داد که

بیست و یک سال پیش کودکی را از شیرخوار گاه آورده بودند... بعد از گذشت چند ماه

متوجه شدند که کودک معلول است و مشکل جسمانی حادی دارد که قادر به حرف

زدن و راه رفتن نیست...

تصمیم گرفته بودند کودک را بزرگ کنند... با تمام مشکلاتش...

حالا بیست و یک سال از آن تصمیم گذشته است ...

پدرش می گفت : سیب نبوده که یک گاز بزنیم و ترش باشد و بیندازیمش دور...

مادرش می گفت: برکت زندگی ما از اوست...

خبرنگار می گفت: اینجا دو فرشته زندگی می کنند...

تکان دهنده بود !

کم ندیده ایم پدر و مادر هایی به اصطلاح واقعی را که بچه از دست آزار هایشان روانه

بیمارستان شده است...

کم ندیده ایم کسانی را که با دیدن معلولیت فرزندشان او را در نزدیکی مراکز بهزیستی

رها کرده اند...

یکی هم پیدا می شود مثل این دو نفر ! لذت بخش است! اگر کسی بنده است ، اینها

هستند ! اگر کسی خدا را می شناسد این ها هستند ! اگر کسی آدم است این ها

هستند...

امیدوار شدم... هنوز هم هستند انسان هایی که با خوبی شان شگفت زده ات

کنند...

4-ببینم ! شما اول قرص را می خورید ، بعد آب را یا بر عکس؟!

من همیشه اول آب می خورم ، بعد قرص !

و هر وقت که بخواهم قرص بخورم ، پدر بعد از دقتی در روش کار ! می فرمایند:

این چه طرز قرص خوردن است؟!

خلاصه اینکه خواستم بگویم بهترین روش قرص خوردن این است که اول آب را

بخوریم !

پذیرای نظرات شما در مورد این شماره بیشتر از دیگر شماره ها هستم !

5-ماه رمضان هم آمد ! خوب که برای همه چیز و همه کس از دوست و آشنا و غریبه و

همسایه و همکار و هم وطن و هم شهری و این و آن دعا کردید ... آن ته مه ها یادی

هم از ما بفرمایید !

 

پ.ن: حالم خوب است ! تنوع مطالب عمدی است !  

 

/ 50 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرجان

سلام.در دانستن باید مرد شد یعنی چی؟به نظر من خیلی دانستن هم خوب نیست

میترا

سلام... پنج حرفی تونو خوندم...حس خوبی بهم داد...مث همیشه... وقتی طرز قرص خوردنتونو خوندم خیلی خندیدم[نیشخند]ببخشید[خجالت]چون خودم همیشه در این مورد مشکل دارم و تا یه لیوان پر از آب دستم نباشه دست به قرص نمی برم...[نیشخند]البته یه مدته که بهتر شده اوضاعم,به یه استکان رضایت می دم[نیشخند] و ...در مورد اون پدر و مادر...اشک به چشمم نشست...کاش یاد بگیریم ازشون...انسانیت,معرفت,از خود گذشتگی... و... ماه رمضان...به یادتون بودم قبل ازینکه بگید[لبخند] برام دعا کنید...دعای مومن در حق مومن زود می ره بالا... زیاد حرف زدم.... پوزش... خداوند همراه و همقدم هرلحظه تون...[گل]

میترا

[لبخند] [گل]

سعید

راستی! یک دوستی هست که اخیرا باهاش آشنا شدم و لینک هم بهش دادم. آدرسش اینه. http://rrd.persianblog.ir/ به نظرم متن های زیبا و خوبی می نویسه. شما رو قبلا بهش معرفی کردم. ان شالله که خیره. یا حق

میترا

درود[گل] و سپاس بخاطر پاسخ مفصلتون[لبخند]استفاده کردیم... و اما در مورد پیشنهادتون,باید بگم حتی نمی تونم تصورشو کنم[وحشتناک]فک کنم فقط خودتون از پسش بر می یاین...با حرف پدرتون موافقم,شدید[نیشخند] سحر,نزدیکه... بیادم باشین... [خداحافظ][گل]

خودم

سلام به آدرسه این وبلاگ مراجعه فرمائید و حتتتتتتما منتظر بمانید تا آهنگش بالا بیاد و بشنویدش.[چشمک] http://labkhandekhodavand.persianblog.ir/

خودم

چراااااااااا؟اجرا نشد؟؟آهنگه؟؟؟؟ بازم تلاش کنید ولی یادتون نره حتتتتما گوش کنیدش [گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل]

دریا

درود زیبا و دل نشین می نویسی. ممنون که سر زدی.

.

[گل]

.

[گل]