هورمزد یعقوبی نژاد

امروز يك شعر بسيار جالب برايتان می نويسم. سعدی در شعر به انتقاد از مولانا پرداخته است!

از جان برون نيامده جانانت آرزوست؟!
زنار نابريده و ايمانت آرزوست؟!
بر درگهي که نوبت ارني همي زنند
موري نه‌اي و ملک سليمانت آرزوست؟!
موري نه‌اي و خدمت موري نکرده‌اي
وآنگاه صف صفه‌ي مردانت آرزوست؟!
فرعون‌وار لاف اناالحق همي زني
وآنگاه قرب موسي عمرانت آرزوست؟!
چون کودکان که دامن خود اسب کرده‌اند
دامن سوار کرده و ميدانت آرزوست؟!
انصاف راه خود ز سر صدق داد نه
بر درد نارسيده و درمانت آرزوست؟!
بر خوان عنکبوت که بريان مگس بود
شهپر جبرئيل، مگس‌رانت آرزوست؟!
سعدي درين جهان که تويي ذره‌وار باش
گر دل به نزد حضرت سلطانت آرزوست!

موضوع مطلب :
ارسال شده توسط هورمزد یعقوبی نژاد در ساعت ۳:٠٩ ‎ب.ظ | نظرات شما ()